تبلیغات
دهکده والیبال - بهترین مدافع والیبال جهان از شاهکار ایران در لیگ جهانی می‌گوید
والیبال،تیم ملی والیبال ،عکس های والیبال،آموزش والیبال،اخبار والیبال،والیبال بانوان
داغ کن - کلوب دات کام
تاریخ : سه شنبه 8 مرداد 1392
نویسنده : sohrab sohrabi

بهترین مدافع والیبال جهان از شاهکار ایران در لیگ جهانی می‌گوید / به سقف آرزوهایم رسیدم / بعد از برد ایتالیا ولاسکو از تک تک بازیکنان تشکر کرد

سید محمد موسوی مدافع تیم ملی والیبالوقتی با تمام قدرت، با دست‌های کشیده‌اش سدی آهنین برابر حمله حریف می‌شد، وقتی با شلیک سرویس‌های طوفانی‌اش تیم حریف را متلاشی می‌کرد، وقتی فریادهای خروشانش لرزه بر اندام حریفان می‌انداخت، دور از دسترس نبود که بشود یکی از بهترین های جهان.
 
سیدمحمد موسوی که حالا عنوان بهترین مدافع روی تور جهان را یدک می‌کشد، دیگر چهره‌ای ناشناخته نیست و شهرتی جهانی دارد و مشتریانی از لیگ‌های اروپایی به سراغ او می‌آیند. برای این والیبالیست دو متر و سه سانتی‌متری اهل دزفول که روزهای خوبی را سپری می‌کند، رسیدن ایران به المپیک و حضور در این آوردگاه بزرگ، آرزوی بزرگی‌ست.
 
ملی‌پوش شماره شش والیبال ایران که مهم‌ترین دستاورد لیگ جهانی را برای بلندقامتان ایران افزایش اعتماد به نفس و خودباوری می‌داند، موفقیت در مسابقات آسیایی را به مراتب سخت‌تر از لیگ جهانی برمی‌شمرد.






 
این جوان خوش قد و قامت خوزستانی که حالا به درک بالایی از سبک کاری خولیو ولاسکو رسیده، مطمئن است با اجرای برنامه‌های این مربی آرژانتینی، موفقیت‌های افزون‌تری در پیش دارد.
 
 سیدمحمد موسوی که همراه با تیم ملی ایران در رقابت های لیگ جهانی والیبال خوش درخشید،  درخصوص اولین تجربه ایران در این مسابقات و دستاوردهای آن به صحبت پرداخت که ماحصل این گفت و گو را در ادامه می خوانید.
 
حضور در لیگ جهانی یکی از آرزوهای والیبال ایران بود که توانستیم به آن دست یابیم و در ادامه موفق شدیم در نخستین حضورمان عملکردی غیرقابل انتظار از خود به نمایش بگذاریم، چه شد که ایران در میان غول های والیبال جهان، شگفتی ساز شد؟
 
همان طور که گفتید حضور ما در این رقابت ها تجربه اول مان بود و شاید هیچ کس فکرش را نمی کرد در نخستین تجربه بتوانیم چنین نتیجه ای را به دست آوریم و با 15 امتیاز لیگ جهانی را به پایان برسانیم. مردم خودمان نیز چنین انتظاری را از ما نداشتند. ما طی چند سال گذشته واقعا زحمت کشیده بودیم و تیم از پایه تقویت شده بود. تیم ملی تلفیقی از بازیکنان جوان و باتجربه را در کنار هم داشت که درنهایت خدا را شکر توانستیم به این خودباوری برسیم که می توانیم بزرگترین تیم های دنیا را هم شکست دهیم.
 
بهتر است از بازی اول شروع کنیم؛ جایی که تیم ایران در نخستین دیدارش در لیگ جهانی رو در روی روسیه، قهرمان المپیک قرار گرفت.
 
به نظرم ما در این مسابقه به خودمان باختیم. در گیم اول اگرچه 21 بر 18 از روسیه جلو بودیم اما فکر نمی کردیم که بتوانیم این تیم را شکست دهیم. ما می گفتیم روسیه قهرمان المپیک است و شکست آن سخت است. ما سه، چهار روز قبل از این دیدار در بلغارستان بازی تدارکاتی داشتیم و توانستیم تیم چهارم المپیک را در کشور خودش شکست دهیم اما شرایط بازی رسمی با تدارکاتی فرق می کند. ما در دیدار با روسیه با پوئن های خیلی خوبی از این تیم پیش می افتادیم ولی انگیزه پیروزی نداشتیم، فقط می خواستیم خوب بازی کنیم تا مردم از ما راضی باشند که به همین صورت هم شد.
 
زمانی که از روسیه برگشتیم همه علی رغم این که ما با نتایج 3 بر صفر و 3 بر یک شکست خورده بودیم، به ما می گفتند که خوب بازی کردید و دمتان گرم. به نظرم ما تلاش مان را کردیم اما برای بردن فقط تلاش کردن کافی نیست و باید انگیزه بردن را نیز داشته باشیم.
 
فکر نمی کنید در بازی اول با قرعه بدی رو به رو شدید؟
 
می توان به این صورت هم گفت که قرعه خوبی نداشتیم. بعضی وقت ها نیز وقتی صحبتی در این خصوص بین بازیکنان پیش می آمد، می گفتیم کمی بدشانسی آوردیم که در دیدار نخست به روسیه که قهرمان المپیک و لیگ جهانی است، برخورد کردیم اما درکل نمی شود این گونه حساب کرد؛ شاید ما با روسیه بازی نمی کردیم و روز اول مقابل کوبا قرار می گرفتیم و بازی را واگذار می کردیم که این بیشتر به ضرر ما می شد، چرا که ما آن موقع قطعا نمی توانستیم، امتیاز کامل را از روسیه بگیریم.
 
روسیه تیم بزرگی است و واقعا بازی مقابل آن سخت است اما به نظرم می توانستیم برابر این تیم بهتر بازی کنیم و امتیاز بگیریم. به هر حال شاید قسمت این بود که رقابت ها را به این صورت شروع کنیم که بازی سخت مان را اول انجام دهیم و ما از بازی روسیه به بعد فقط در یک دیدار که برابر آلمان بود، امتیاز کامل را از دست دادیم. فکر می کنم بازی با روسیه یک دیدار تدارکاتی رسمی بسیار خوب برای ما بود تا بتوانیم بازی های بعدی را با توان بالاتر و انگیزه بهتر انجام دهیم.
 
و پیروزی های تیم ملی از دیدار برابر صربستان آغاز شد.
 
بله، ما در یکی از دو دیداری که برابر صربستان در تهران انجام دادیم پیروز و در دیدار دیگر شکست خوردیم. سپس به مصاف ایتالیا رفتیم که به نظر من این تیم شرایط خاص خود را داشت، چرا که سال قبل در رقابت های جام جهانی کری هایی بین بازیکنان و مربیان دو تیم به وجود آمده بود و بازیکنان این تیم خودشان را مقابل ما دست بالا می گرفتند. آن ها با غرور با ما صحبت و رفتار می کردند و بازیکنان ما واقعا از این گونه رفتارها بدشان می آید. حتی مربی آن ها نیز کری های خاص خودش را داشت که البته این موضوع انگیزه بسیار بالایی به ما داده بود.
 
با "یا علی"ای که ما پیش از بازی در رختکن گفتیم، من به خودم گفتم بازی را 3 بر صفر می بریم، هر چند که 3 بر یک بردیم ولی می خواهم این را بگویم که بازیکنان، با قدرت "یا علی" را گفتند و می خواستند که این دیدار را ببرند. پیروزی در این مسابقه را همه با هم از تدارکات گرفته تا سرمربی که رهبر تیم است، می خواستند و خوشبختانه مقابل تماشاگران آن ها و البته تماشاگران ایرانیِ بسیاری که در آن جا از ما حمایت کردند که جا دارد از آن ها تشکر کنم، توانستیم ایتالیا را در کشورش و شهری که ولاسکو از نظر والیبالی در آن بزرگ شده بود، شکست دهیم.
 
آغاز کار ولاسکو در آرژانتین بود اما وقتی هدایت تیم بزرگ ایتالیا را به دست گرفت، توانست مقام های بسیار بزرگی را به دست آورد و در سالن مسابقات شاهد بودیم که یکسری از ایتالیایی ها با در دست داشتن پرچم هایی که روی آن نوشته بود "ولاسکو به خانه ات خوش آمدی" به او خوش آمد گفتند.
 
بعد از این بازی ولاسکو از تک تک بازیکنان تشکر کرد و گفت ممنون هستم که در ایتالیا توانستید این کار را انجام دهید و باعث شدید من سربلند خارج شوم. به هر حال خود ولاسکو نیز از برخوردهایی که در گذشته با او در ایتالیا شده بود، ناراحت بود و به نوعی این دیدار برای ما حیثیتی بود. متاسفانه در دیدار دوم با ایتالیا شرایطی پیش آمد که هم داوری و هم اشتباهات فردی خودمان باعث شد که در گیم پنجم بازی را واگذار کنیم اما باوجود این شکست، بازهم مردم از عملکرد تیم ملی راضی بودند.
 
در ادامه و علی رغم این که برای رسیدن به کوبا سفری سخت و طولانی مدت داشتید، برابر این تیم در هر دو دیدار به پیروزی رسیدید.
 
بله، ما برای رفتن به کوبا یک سفر بسیار سخت داشتیم و فکر کنم با اتوبوس از شهر ساساری حرکتی دو، سه ساعته به سمت شهری دیگر که اسم آن را به خاطر ندارم، داشتیم و از آنجا هم به میلان پرواز کردیم و بعد هم پروازی به سمت پاریس داشتیم. از پاریس نیز پروازی 11 ساعته به سمت هاوانا داشتیم. از این شهر نیز یک تا یک ساعت و نیم با اتوبوس به سمت هتل رفتیم. درکل سفر خیلی طولانی ای داشتیم و واقعا خسته شده بودیم، ضمن این که اختلاف ساعت هم به وجود آمده بود.
 
دو روز اولی که آن جا بودیم، برای ما سخت بود. البته در روز مسابقه کمی بدن بازیکنان بهتر شد. ولاسکو در تمرینات از دست بازیکنان بسیار عصبانی می شد ولی ما واقعا نمی توانستیم اما ولاسکو اعتقاد دارد که در تمام تمرینات باید خوب باشیم و صد درصد توان مان را بگذاریم. ما در دیدار اول با کوبا بازی را بسیار خوب شروع کردیم. البته از این که چرا کوبا مقابل ما به این صورت بازی می کند نیز شوکه شده بودیم. فکر می کنم گیم نخست با نتیجه 6 بر یک از کوبا پیش افتادیم و به نظرم اگر بازی پایاپای بود، قطعا دیدار اول را می توانستیم 3 بر یک یا 3 بر صفر ببریم اما به دلیل این که سوار بر بازی شدیم، سرد شدیم و انگیزه مان کمی کم شد و دو گیم اول را باختیم اما با صحبت هایی که برای گیم سوم با ما شد، توانستیم این گیم را ببریم و درنهایت نیز در این دیدار 3 بر 2 به برتری رسیدیم که به نظرم به برد بسیار شیرینی در کوبا دست پیدا کردیم.
 
کوبا از تیم های بزرگ می باشد و درست است که یکی، دو بازیکنش را در اختیار نداشت اما بازهم کوبا، کوبا است و جایگزین های خوبی دارد که در آینده قطعا از آن ها بیشتر خواهید شنید. ما برای دیدار دوم، تجربه بازی اول را در اختیار داشتیم و می دانستیم کوبا تیمی است که اگر به آن فرصت داده شود، می تواند ما را شکست دهد، بنابراین در این دیدار محکم تر کار کردیم و توانستیم بازی را با حساب 3 بر یک ببریم.
 
باتوجه به عملکرد بسیار خوبی که ایران در این مسابقات داشت، انتظارات از تیم ملی برای شکست آلمان باتوجه به این که میزبان هم بودیم، بالا رفته بود، درخصوص دو دیدار پایانی هم توضیح دهید.
 
پس از بازی برابر کوبا بازهم یک سفر بسیار طولانی و این دفعه بدون استراحت داشتیم. ما با تاخیر سه، چهار ساعته پرواز به تهران رسیدیم و واقعا با خستگی بسیار زیادی در تهران برای دیدار برابر آلمان تمرین کردیم و بازی اول با آلمان را واقعا به خاطر مردم بازی کردیم. باورتان نمی شود ساعت چهار صبح که از کوبا به تهران رسیدیم، 500 نفر به جز خانواده های بازیکنان، به استقبال ما آمده و در فرودگاه منتظرمان بودند.
 
ولاسکو از این که مردم پیش از پایان مسابقات جشن گرفته بودند، ناراحت بود و من هم طی مصاحبه هایی که داشتم، گفتم که دست تمام مردم درد نکند اما هنوز بازی های ما تمام نشده است و ما باید اکنون به بازی با آلمان فکر کنیم که باید مقابل این تیم چه کار کنیم. انتظار مردم واقعا از تیم ملی بالا رفته بود و اگر برابر آلمان در دو بازی شکست می خوردیم، بسیار بد می شد.
 
با این که ما در یک بازی پیروز شدیم اما بعضی مواقع که مردم من را در خیابان می بینند، می گویند چرا در دیدار دوم با آلمان شکست خوردید و ما انتظار داشتیم که پیروز شوید اما به نظر من آلمان تیم بزرگی است و سال گذشته نیز در لیگ جهانی جایگاه ششم را به دست آورد.
 
به هر حال باتوجه به جشنی که مردم گرفته بودند، زمانی که به تهران رسیدیم، موقع صرف ناهار بود که ولاسکو جلسه گذاشت و به ما گفت که "بازی ها را تمام شده ندانید چرا که مردم بعد از ظهر برای تماشای بازی به سالن می آیند و برد شما را می خواهند و نگاه نمی کنند که شما خسته اید و تازه از سفر برگشته اید. رقابت های لیگ جهانی دو ماه طول کشیده است، تمرینات سختی داشته اید و از خانواده هایتان دور بوده اید اما آن ها به این فکر می کنند که عملکرد تیم ملی آنقدر خوب شده است که توانسته کوبا، ایتالیا و صربستان را شکست دهد، پس آلمان را هم در ایران 3 بر صفر شکست خواهد داد. مردم این انتظار را از شما دارند."
 
واقعا حرف های ولاسکو منطقی بود و ما اگرچه بدن هایمان خسته بود اما با ذهنی آماده وارد بازی شدیم و خدا را شکر توانستیم با نتیجه 3 بر صفر پیروز شویم و با این برد به گونه ای تمام فشارهایی که به شخصه روی من بود، برطرف شد.
 
پس از بازی، ساعت یک شب با وزیر ورزش و رحیمی جلسه ای در هتل داشتیم و باتوجه به قول های خوب و خبرهای بسیار خوشی که به ما دادند، نتوانستیم شام بخوریم! ما واقعا اینقدر ذوق زده شده بودیم که حتی نتوانستیم، بخوابیم. به هر حال بازی اول را نمی خواستیم شرمنده مردم شویم که پیروز هم شدیم اما در دیدار دوم نتوانستیم مانند بازی اول کارآیی لازم را داشته باشیم و درنهایت شکست خوردیم. درست است که ما انگیزه نداشتیم اما آلمانی ها هم واقعا در دیدار دوم خوب کار کردند و ما را آنالیز کرده و نقاط ضعف و قوت مان را می دانستند.
 
بالاخره ایران نیز حضور در لیگ جهانی را تجربه کرد، به نظر شما رقابت در این میدان بزرگ چه دستاوردهایی برای والیبال ایران داشت؟
 
مهم ترین دستاورد آن افزایش اعتماد به نفس و خودباوری در بین بازیکنان تیم بود. ما متوجه شدیم، تیم ملی می تواند بزرگترین تیم های دنیا را هم شکست دهد. از دیگر دستاوردهای آن، این بود که اکنون مردم ما والیبال را بیشتر دوست دارند، هرچند این موضوع مسوولیت ما را سنگین تر و استرسی را به ما اضافه می کند اما همین که مردم این رشته را دوست دارند، انگیزه مضاعفی به ما می دهد که حتی درنهایت خستگی هم کارمان را ادامه دهیم. به نظرم دستاورد دیگر این رقابت ها تغییر نگاه مسوولان به این رشته است؛ شاید تا قبل از لیگ جهانی آن ها این قدر برای والیبال ارزش قایل نمی شدند و به آن بها نمی دادند ولی دیدیم که رییس جمهور، معاون وی و وزیر ورزش در کنار ما بودند و باعث دلگرمی مان شدند.
 
علاوه بر نتایج خوب تیم ملی در این رقابت ها، کسب عنوان بهترین مدافع روی تور مرحله نخست مسابقات، افتخار بزرگ دیگری بود که نصیب محمد موسوی و والیبال ایران شد، از کسب این موفقیت چه احساسی دارید؟
 
در والیبال یک برنامه آماری وجود دارد که پس از هر بازی آماری را اعلام می کنند که خوشبختانه در پست دفاع توانستم بهترین مدافع لیگ جهانی شوم که از این اتفاق بسیار خوشحال هستم ولی باید اضافه کنم که در ورزش های گروهی اگر بازیکنان کناری به بازیکنی که می خواهد در آن پست بهترین شود کمک نکنند، رسیدن به آن عنوان امکان پذیر نیست. واقعا بازیکنان دیگر هم خوب کار کردند و به من کمک کردند و باعث شدند من در این پست به تیمم کمک کنم. کسب این عنوان یک مقام ملی است و در والیبال ایران برای اولین بار بود که به دست آمد و به نظرم این یک افتخار برای فدراسیون، تیم ملی و خودم بود.
 
صحبت از فدراسیون شد، به نظرتان عملکرد فدراسیون والیبال چقدر در کسب نتایج تیم ملی در لیگ جهانی تاثیر داشت؟
 
ثمره ای که اکنون شاهد آن هستیم، نشان می دهد که فدراسیون در حال انجام کار پایه ای است. به نظر من اگر جایگزین مناسب نداشته باشیم، قطعا فدراسیون و والیبال افت خواهد کرد. اکنون در والیبال نوجوانان جهان رتبه چهارم را به دست آوردیم که این کار کوچکی نیست و اگرچه ما عنوان قهرمانی آن را هم داریم اما این نتیجه هم خوب است. فدراسیون روی رده پایه کار می کند و امیدوارم وقتی هر بازیکن بزرگی که در والیبال داریم، کنار رفت، جایگزین خوب و مناسبی برای آن باشد تا این رشته را ارتقا دهد، نه این که پسرفت کنیم.
 
گویا چند پیشنهاد خارجی هم داشته اید، چه تصمیمی در این خصوص گرفته اید؟
 
بله، دو پیشنهاد داشتم که تیم های هشتم به پایین لیگA1 ایتالیا بودند و شرایط تیمی بسیار خوبی نداشتند و باتوجه به بررسی شرایط، به این نتیجه رسیدم که شاید نتوانم آن کارایی را که دارم، در این تیم ها ارایه دهم. سطح والیبال ایتالیا بالا است و اگر تیم خوبی نداشته باشی نمی توانی جلو سایر تیم ها بایستی. من به خاطر این موارد این پیشنهادات را رد کردم و امسال نیز به احتمال بسیار زیاد در ایران بازی می کنم که البته با تیم متین ورامین نیز قرارداد بسته ام.
 
یکی از پیشنهاداتی که به من شد از سوی "سی چلو" کمک مربی تیم ملی است که هدایت یک تیم لیگ A2 ایتالیا را برعهده داشت که البته تیمش سال گذشته قهرمان شد و به لیگA1  صعود کرد. او بسیار اصرار داشت که من این پیشنهاد را قبول کنم و به من گفت که آمدن به این جا برای شما یک سکوی پرتاب می شود و می توانی در بزرگترین تیم ها بازی کنی و من می دانم که توانایی این را داری که در این تیم ها باشی. او اعتقاد دارد که والیبال و بازیکنان آن مانند یک فروشگاه هستند که تیم ها می آیند و بازیکنان را از آن انتخاب می کنند اما بازیکنان ایران اگرچه از نظر فنی بسیار خوب هستند ولی در این فروشگاه قرار نگرفته اند و فقط در فروشگاه کشور خودشان هستند و کسی آن ها را نمی بیند.
 
او به من گفت باید برای یک سال هم که شده در تیمی که خیلی هم قدرتمند نیست و شاید هم پول خوبی ندهد، بازی کنی اما قطعا بعد از آن باشگاه های بزرگ توانایی شما را می بینند و به دنبال شما می آیند و برای سال های آینده می توانی در تیم های بزرگتر کار کنی. به هر حال من نیز اکنون شرایط سنی 16، 17 و حتی 20 ساله ای را ندارم که بخواهم این کار را انجام دهم. ضمن این که من زمانی که تیمم نتیجه نگیرد از نظر روحی و روانی به هم می ریزم که باتوجه به این موارد، تصمیم گرفتم که امسال هم در ایران باشم تا ببینم سال های آینده چه می شود.
 
درمورد ولاسکو هم صحبت کنید، خیلی ها روی این خصوصیت ولاسکو که روانشناس خوبی است اتفاق نظر دارند، نظر شما در این باره چیست؟
 
درست است، ولاسکو روانشناس بسیار خوبی است؛ زمانی که ما در لیگ جهانی در دیداری به پیروزی می رسیدیم و مردم جشن می گرفتند و وزیر به دیدن ما می آمد، پس از آن ولاسکو نیز با ما صحبت و بابت بردمان تشکر می کرد اما فردای آن روز به ما اخم می کرد و می گفت این بازی تمام شد و بازی دیگری را پیش رو داریم. او واقعا ذهن بازیکنان را آماده می کند و بخش بیشتر خودباوری ای که در بازیکنان به وجود آمده است، به ولاسکو و ارتباطی که او توانسته با بازیکنان برقرار کند، مربوط می شود.
 
گویا در ابتدای حضور ولاسکو در والیبال ایران نمی توانستید با او ارتباط برقرار کنید اما رفته رفته این ارتباط برقرار شد، در این خصوص توضیح می دهید؟
 
سال اولی که ولاسکو به والیبال ایران آمد، سبک دیگری را با خود آورد. این در حالی بود که ما پیش از آن، با سبک معدنی و گاییچ کار کرده بودیم که سبک متفاوتی با ولاسکو بود. او همه چیز را ازجمله نوع گرم کردن و وزنه زدن را با آمدنش تغییر داد و بیشتر هم کار توپی و تکنیکی انجام می داد.
 
کمی درک سبک ولاسکو برای ما و از همه بیشتر برای من سخت بود ولی طی صحبت هایی که با ولاسکو داشتم و حرکت هایی که طی این دو، سه سال از وی دیدم، توانستم او را درک کنم و به گونه ای به کار او ایمان بیاورم و مطمئن شدم اگر من خود را به مربی ام بسپارم و هر چه او می گوید، انجام دهم ضرر نخواهم کرد. واقعا سال به سال هم شاهد نتیجه آن بوده ام.
 
سال اولی که ولاسکو آمده بود، من در بازی های آسیایی عملکرد خوبی نداشتم اما سال بعد از آن و در انتخابی المپیک بهتر شدم و عنوان بهترین مدافع مسابقات را نیز به دست آوردم و امسال نیز در لیگ جهانی بهترین مدافع روی تور شناخته شدم. به هر حال شاهد پیشرفت خودم هستم.
 
تیم ملی مسابقات آسیایی را پیش رو دارد، ارزیابی شما از این رقابت ها چیست؟
 
در این مسابقات کار بسیار سختی داریم. درست است که ما اکنون از نظر فنی به حدی رسیده ایم که تیم مان قابل مقایسه با سایر تیم های آسیایی نیست و اگر بخواهیم روی کاغذ حساب کنیم آن ها به هیچ وجه نمی توانند ما را شکست دهند اما به هر حال ورزش است و ممکن است اتفاقی مانند دیدار دوم مان برابر آلمان که روز ما نبود و نتوانستیم این تیم را شکست دهیم، بیفتد.
 
انتظاری که اکنون مردم از ما دارند، کارمان را سخت تر کرده است ولی ما تمام تلاش مان را می کنیم. از این هفته وارد اردوهای تیم ملی می شویم و خود را برای رقابت های آسیایی آماده می کنیم و تلاش مان را برای کسب عنوان قهرمانی خواهیم کرد. شاید این کمترین چیزی باشد که مردم ما را راضی می کند. ما باید در تمام بازی ها صد درصد توان مان را بگذاریم تا به قهرمانی برسیم.
 
ما نباید مغرور شویم؛ مسابقات آسیایی شاید از لیگ جهانی هم برای خودمان و فدراسیون مهم تر باشد. معتقدم تکرار قهرمانی خیلی سخت تر از قهرمانی است. ما دو سال پیش در تهران، قهرمان آسیا شدیم ولی اکنون تکرار آن بسیار سخت است، چرا که انگیزه تیم ها مقابل ما باتوجه به نتایجی که در لیگ جهانی کسب کردیم و به عنوان پدیده مسابقات شناخته شدیم، دو برابر شده است. این تیم ها مقابل ما قد علم می کنند. مانند انگیزه ای که ما در لیگ جهانی برابر ایتالیا، کوبا، آلمان و صربستان داشتیم. پس مطمئنا در بازی های آسیایی کار بسیار سختی خواهیم داشت ولی باتوجه به اعتماد به نفس و خودباوری ای که لیگ جهانی به ما داد، می توانیم از آن برای مسابقاتی که در آینده داریم، استفاده کنیم.
 
سطح والیبال خوزستان را چطور می بینید؟
 
به نظر من علی پروین، رییس اسبق هیات والیبال استان کارهای بزرگی انجام داد و اکنون حضور بازیکنان خوزستانی در سوپرلیگ، دسته یک، تیم ملی ب و جوانان، ثمره کارهایی است که در زمان پروین در هیان والیبال استان انجام شد. زمان او تیم های پتروشیمی بندرامام و لوله سازی را در سوپرلیگ کشور داشتیم که حضورشان موثر بود اما متاسفانه نمی دانم چه اتفاقی در والیبال استان افتاد که دیگر تلاشی برای داشتن یک تیم از خوزستان در سوپرلیگ نشد.
 
معتقدم داشتن یک تیم در سوپرلیگ باعث می شود، والیبال به آن استان یا شهرستان بیاید. وقتی تیم سوپرلیگی داشته باشیم، بازیکنان بزرگ ایران و خارجی های لیگ به استان می آیند و تماشاگران آن ها را می بینند و شاید روی جوانان و علاقه آن ها تاثیر بگذارد. حتی این موضوع در بالارفتن سطح کیفی بازیکنان حرفه ای آن استان نیز موثر است.
 
چند روز پیش در مراسم تجلیلی که در استانداری برگزار شد، خدمت استاندار هم گفتم که نبود یک تیم از خوزستان در سوپرلیگ احساس می شود که وی قول داد تلاش خود را برای تشکیل یک تیم سوپرلیگی انجام دهد. به نظرم خوزستان واقعا به داشتن یک تیم در سوپرلیگ نیاز دارد. ما سرمایه های بسیاری در استان داریم و زیرساخت های آن هم فراهم می باشد که امیدوارم بتوانیم تیم های خوبی داشته باشیم و ما هم بتوانیم در تیم های استان خودمان کار کنیم.
 
به نظر شما قهرمانان هر استان چقدر می توانند در گرایش جوانان آن منطقه به ورزش تاثیرگذار باشند؟
 
ورزشکاران می توانند به مردم شهرشان که به ورزش علاقه دارند، بدون این که در آنجا حضور داشته باشند انگیزه دهند. از زمانی که من در لیگ جهانی حضور داشتم، جوانان بسیاری در مدارس والیبال دزفول ثبت نام کردند، به حدی که برای ثبت نام تمام آن ها جا نبوده است. این استقبال به ورزشکاران بر می گردد که چنین اقبال عمومی ای را در شهرستان های خود به وجود می آورند.
 
در مراسمی که چند روز پیش در دزفول با حضور بسیاری از مردم برگزار شد، اعضای تیم والیبال نوجوانان دزفول که از فیزیک خوبی نیز برخوردار بودند، نزد من آمدند و از من درخواست توپ داشتند. به نظر من، ما دیگر نباید دغدغه توپ داشته باشیم. من به آن ها قول دادم که برای شان توپ بخرم که این کار را هم صد درصد انجام خواهم داد اما درنهایت ما باید قانون و بودجه ای در این زمینه داشته باشیم که مختص به این موارد باشد. فکر نمی کنم قیمت خرید توپ والیبال برای هیات هزینه آن چنانی در بر داشته باشد که نتواند چنین امکانات جزیی را برای والیبالیست ها فراهم کند.
 
و سوال پایانی، سقف آرزوهای محمد موسوی رسیدن به کجاست؟
 
من دوست داشتم روزی بهترین مدافع دنیا شوم که به آن رسیدم. البته در مسابقات باشگاه های جهان نیز یک بار به این عنوان رسیده بودم. اکنون سقف آرزوهایم حضور در المپیک، انجام بازی های خوب در آن و کسب مقامی در خور والیبال کشورمان است.



موضوعات مرتبط: اخبار ,
برچسب‌ها: والیبال ,
آخرین مطالب